یادداشت میهمان//

در جستجوی صداقت از دست رفته…!!!

نهادینه شدن دروغ در جامعه ی ایرانی…!!!؟

فرشاد میرزایی

 

در طول تاریخ؛ ایرانیان به راستگویی و صداقت در گفتار و رفتار در نزد دیگر جوامع زبانزد عام وخاص بوده اند؛ تا جاییکه که فلاسفه و مورخان نامی غربی نیز ؛ در حقیقت گویی و راستی ما ایرانیان درآثار خود؛ نقل قولهای فراوانی ذکر نموده اند؛ از جمله هرودوت تاریخ نگار و مورخ مشهور یونانی در تمجید از خصلت ما ایرانیان مینویسد؛ ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی پسندیده می باشند که از هرگونه دروغ و فریب و ناسپاسی بدور هستند؛ و یا فیثاغورث دیگر فیلسوف یونان باستان هم در کتابی اینگونه نوشته است؛ از نظر ایرانیان ؛شرم آورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند؛؛؛و راستی و حقیقت گویی از منش های شاخص ایرانیان است و آنها رباخور نیستند؛؛

آنچه از این گفتارها و تمجیدهای قابل تأمل میتوان استنباط نمود؛ این واقعیت تلخ و تاسف برانگیز است که جامعه ی ایرانی ما در عصر حاضر؛ تهی از چنین خصلتهای نیک و پاک اخلاقی شده است و نه تنها در جامعه ی کنونی ما به چنین صفت های پاک انسانی بر نمیخوریم ؛ بلکه روزبه روز در تعاملات و کنش های اجتماعی خود نیز ؛ روبه قهقرایی فرهنگی و زوال اخلاقی پیش میرویم ؛ بااینکه در مذمت و ناپسندی دروغ گویی در بسیاری از آموزه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ما توصیه های فراوانی شده است ؛ اما امروزه اگر بخواهیم یک تحلیل روانشناختی و بخصوص جامعه شناختی در مورد این پدیده ی مخرب بنماییم؛ و از این جهت مخرب ؛ زیرا این عمل ناپسند؛ سوای هنجارشکنی از دیدگاه جامعه شناسی؛از لحاظ فیزیولوژیکی نیز ؛ این آفت خطرناک بر جسم و روح و روان فرد نیز اثری مخرب بر جای میگذارد؛ در عصر مدرنیته ؛ بالاخص در جامعه ی ایرانی؛ متاسفانه دروغ گفتن بیش از سایر کشورهاو به طور افراطی روبه فزونی گذاشته است؛و امروزه درجامعه ی ما دروغ همانند یک ویروس پنهان؛ تهدیدی خطرناک برای آحاد جامعه شده است؛ و باید اذعان داشت که این ویروس جهنده و خطرناک دیگه؛ همانند سلولهای سرطانی ؛هر لحظه مستعد متاستاز شدن است و بطور تصاعدی در حال پخش شدن در تمامی ساختارها و دیگر سطوح جامعه می باشد؛و آنچنان بر زندگی اجتماعی وروزمره ی ما سایه افکنده که شاید به سختی بتوان راه برون رفتی را برای خلاصی از این آسیب اجتماعی خطرناک پیدا نمود؛ به قول آلبر کامو فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیست؛که دروغ را اساس بسیاری از گناهان وعلل بسیاری از بی عدالتی هاو جنایت ها و فجایع تاریخ بشری میدانست…؛ و همچنین میگفت :جایی که دروغ بال بگشاید استبداد یا ظاهر میشود ؛ویا ادامه می یابد…!!!
براستی که دروغ سرمنشأ تمام رذیلت های انسانی در جوامع است که از مشتقات این پدیده خطرناک میتوان به چاپلوسی و تملق؛ ریا ؛تزویر ؛غیبت وفریب؛ اشاره نمود؛ که تکرار این قبیل صفات ناپسند در بین افراد جامعه تبدیل به یک عادت ناپسند میشود؛ و پیامد این عادات مذموم؛ طولی نمیکشد که در یک فرایند زمانی از حالت محدودیت فردی وشخصی خارج گردیده و در مقیاسی بزرگتر در بطن جامعه شکل اپیدمی بخود بگیرد و اینچنین طیف وسیعی از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را درگیر و به خود معطوف بنماید؛ وبدین ترتیب قبح و ماهیت ناپسندی آن عمل نیز در اجتماع شکسته می شود؛واما از نگاه جامعه شناسی هرگاه به چنین آسیب ها و پدیده های مذموم اجتماعی ؛توجه کافی نشود و آن را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی قرار نداد؛ آن آسیب تبدیل به یک مسأله بزرگتر میگردد؛و هرگاه در جامعه ای ؛ افراد دچار کج روی و ناهنجاریهای اخلاقی ؛ و بدور از شئونات انسانی بشوند؛ اساس ساختارهای آن جامعه نیز دچار بی ثباتی و ناپایداری خواهد گردید؛و مهمتر از همه سرمایه های اجتماعی ماهیت وجودی خود را ازدست میدهند ودچار بحران کارکردی و نقص سیستماتیک میشوند؛ و در پی آن ؛امنیت و اعتماد عمومی و آرامش و خوشبختی از آن جامعه رخت بر می بندد…!!!

براستی چرا جامعه ی ایرانی اینچنین گرفتار آفت دروغ گردیده!؟

ریشه های این همه کجروی وبی هنجاری که جو عمومی جامعه را بشدت مسموم ساخته ؛ کجاست!؟؟

چقدر؛ جامعه  ما از صفات نیک و اندیشه های پاک وصادقانه ی نیاکان گذشته خود؛ فاصله گرفته است…!!!!؟

چگونه میتوان صداقت حقیقی را دراین فضای غبار آلود جامعه که آکنده از دروغ شده است تمیز داد و شناخت

چرا دروغ گفتن جایگاهی ویژه در مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی زندگی ما آدما پیداکرده است…!؟

چگونه میتوان سرمایه ها ی اجتماعی را از گزند آفتی خطرناک به نام دروغ مصون نگه داشت!؟

Print Friendly, PDF & Email