پزشک‌های سیری‌ناپذیر!

✍ فرهاد قنبری
در تعریف پزشک می خوانیم: پزشک یا طبیب یا حکیم یا دکتر (در اصطلاح رایج) در دانش پزشکی کسی است که به حرفهٔ پزشکی، که برگرداندن سلامت انسان به وسیلهٔ مصاحبه با بیمار، مطالعه، تشخیص و درمان بیماری یا آسیب دیدگی می‌باشد، می‌پردازد.
هدف پزشک حفظ و ارتقاء تندرستی، درمان بیماری‌ها و بازتوانی آسیب دیدگان می‌باشد. این هدف با شناخت بیماری‌ها، تشخیص و درمان و جلوگیری از بروز آنها به انجام می‌رسد.
واژه «بیمار» نیز در لغت نامه ها به ناخوش، دردمند،ناتوان، رنجور و …معنی می شود. کسی که نیاز به مراقبت ویژه و تیمار محتاج است
پزشک یا حکیم در تعریف سنتی خود به کسی گفته می شد که محرم اسرار و تیمارگر و طبیب بیمارانش به شمار می رفت. اما امروزه بسیاری از پزشکان در مقام تاجری قرار گرفته اند که با تبلیغات و سو استفاده از بیمار تلاش می کنند سود بیشتری را درماندگی بیماران به جیب بزنند.
سیستم پذیرش دانشجو در رشته پزشکی شرایط خاص خود را دارد. با اینکه سالیانه پذیرش دانشجو در رشته های مختلف به ویژه علوم انسانی به صورت فله ای و بدون توجه به بازار کار در حال گسترش است اما در رشته پزشکی قضیه کاملا متفاوت است.
پذیرش دانشجو (با اینکه تقاضای بسیار بالایی برای این ) رشته پزشکی هیچگونه افزایشی نمی یابد. با اینکه همه رشته ها به صورت شبانه دانشجو می پذیرند هنوز در رشته پزشکی این اتفاق نمی افتد. این مسئله باعث شده است هنوز رشته پزشکی به عنوان تافته ای جدا بافته در میان رشته های دانشگاهی نگریسته شود، به گونه ای که جامعه به پزشکان به چشم تنها نوابغ و نخبه های جامعه نگاه می کند که هر کسی توانایی و هوش، تحصیل آن را ندارد.
در حالی که صدهها هزار نفر فارق التحصیل رشته های مختلف با مدرک فوق لیسانس و دکترا در جامعه وجود دارد ولی اگر چند صد نفر پزشک بیکار وجود داشته باشد سریع به چشم می آید.
در واقع این شیوه پذیرش دانشجو باعث شده است ناخوداگاه پزشکان در سطح بالاتری از سایر تحصیل کردگان دانشگاهی قرار گیرند به گونه ای که همگان حق دریافت درآمد و حقوق بالاتر آنها را بپذیرند.
 بر اساس آمارها متوسط درآمد یک پزشک متخصص در ایران چیزی حدود بیست و پنج تا صد برابر یک معلم و کارگر است، این در حالی است که در جامعه آمریکا این تفاوت بین پنج تا شش برابر درآمد یک کارگر و در آلمان حدود چهار تا پنج برابر است.
درآمد اغلب پزشکان متخصص در ایران از همتایان غربی شان بیشتر است، در حالی که درآمد یک کارگر یا معلم در ایران چیزی حدود یک دهم کارگر و معلم غربی است. امروزه یک معلم یا کارگر در ایران باید یک دهم کارگر غربی درآمد داشته باشد و هزینه ای برابر جامعه غربی برای خدمات پزشکی پرداخت نماید. (به عنوان مثال یک کارگر برای ترمیم یک دندان خود باید حداقل درآمد نصف یک ماه خود را بپردازد، در حالی که این پول، درآمد نیم ساعت کار همان دندانپزشک است)
 بسیاری از پزشکان متخصص بدون توجه به تعرفه های وزارت بهداشت و تایمی که موظفند برای بیماران بگذارند، رقم های بسیار بالاتری را طلب می کنند. این پزشکان که اغلب برای فرار مالیاتی استفاده از کارتخوان های بانکی را قدغن کرده اند، تایم و زمان کمتری از قانون مصوب صرف بیمار کرده و مدام مشتری های بیشتری را پذیرا می شوند.
پزشکانی که در کنار کار پزشکی به دلالی و سودجویی از طریق فشار به فروشندگان لوازم پزشکی یا بساز بفروشی نیز مشغولند.
 در راس وزارت بهداشت وزیر اولترا میلیاردی قرار دارد که به زندگی اشرافی خود افتخار می کند و درآمد و حقوق های نجومی پزشکان را حق طبیعی و مسلم آنان می داند. ایشان بدون توجه به سطح درآمد مردم و سرانه درآمد ملی پایین معتقد است که پزشک در ایران باید به مانند پزشکان کشورهای پیشرفته درآمد داشته باشد و وظیفه جامعه و دولت است که این هزینه را پرداخت کند.
 چیزی که امروز در دانشگاهها به دانشجویان پزشکی یا غیر پزشکی آموزش داده نمی شود و هیچ اهمیتی ندارد، اخلاق علمی و وجدان شغلی است. دانشجویان تنها علوم مربوط به رشته تخصصی خود را می خوانند و واحد درسی به نام اخلاق، فلسفه و تعهد اجتماعی هیچ جایگاهی در متون دانشگاهی ندارد.
بدیهی است با این شیوه آموزشی شهروندانی دغدغه مند و اخلاق مدار پرورش نخواهند یافت.
Print Friendly, PDF & Email