جدایی و اتحادی که اقتصاد ایران را زمین گیر کرده

 

 

 

 

 

✍️ امیرعباس زینت بخش

 

“سود سپرده های بانکی با درآمد نفت و مالیات برابرست! امسال۲۰۰ هزارمیلیارد تومان سودبانکی پرداخت شده در حالیکه ۱۱۶هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی و ۱۱۴هزار میلیاردتومان درآمد نفتی داشتیم!”
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس

“میزان بدهی به تولید ناخالص جهانی به ۳۲۵ درصد رسید!”
گزارش رویترز

به نظر شما وجه اشتراک این دو گزاره در چیست؟

بله درست حدس زدید! جدایی و Decoupling بازارهای مالی از اقتصاد واقعی و تولید! 👌

همه این اتفاقات وقتی رخ می دهد که پول از وظیفه اصلی خود یعنی واسطه بیع، معامله و تجارت بودن فاصله گرفته و خود به موضوع اصلی بیع، معامله و تجارت تغییر نقش بدهد.
بطور کلی وقتی خود پول (و ابزارهای تامین مالی مهندسی شده و مشتقه که در بازار ایران هنوز توسعه نیافته)، بدون پشتوانه دارایی های پایه و یا با ارزشی چند برابر دارایی های پایه و با شرط قطعی سود و بهره موضوع اصلی معامله می شوند، آنگاه طبیعی است که به بهانه تقویت تجارت و تولید، ماشین های چاپ و تولید اسکناس با سرعت هر چه بیشتر به رونق بخشی به این بازار پرداخته و آنرا چند برابر توان تولید کرده و حتی به صورت دستوری میزان بازدهی، سود، بهره و…آنرا هم تعیین می کنند!

بر کسی پوشیده نیست که اقتصاد واقعی و تولید در ایران عمدتا زیر سایه زیانبارترین وصلت؛ یعنی اتحاد تحریم با فساد در حالت کما بسر برده و بازدهی مناسبی ندارد. در چنین شرایط دهشتناکی، یک بار برای تقویت تولید، نرخ بهره به صورت دستوری (و متناسب با تورم کنونی نه تورم انتظاری) پایین می آید، اما بازار بجای روی آوردن به آن، به سوی بازار ارز و طلا و سفته بازی حرکت می کند. برای خالی کردن حباب ارز و طلا و کنترل تورم، نرخ بهره دوباره با دستور بالا می رود، اما مجددا بازار استقبالی نکرده و این بار به افزایش سرسام آورهزینه های بانکی و سر زدن آن از درآمد نفت و مالیات می انجامد که البته نهایتا در صورت نکول، با Bailout از جیب خود مردم پرداخت می شود!

به نظر می رسد راهکار ریشه ای؛ جدایی انداختن میان تحریم و فساد و از سوی دیگر، ایجاد اتحاد و توازن میان بازار پولی- مالی با اقتصاد واقعی و تولید باشد!

بیاد داشته باشیم لزوما همیشه دستاورد باهوش ترین ها و The Smartest Guys In The Room ها که در مراکز تصمیم گیری اقتصادی و مالی دنیا نشسته اند، عاقلانه و خردمندانه نبوده و نیست و تکرار تجربه آنها نتیجه ای جز آنچه در گزاره های آغازین این نوشتار آمد، در پی نخواهد داشت!

 

Print Friendly, PDF & Email