1. اخبار استان
  2. شاهد پادگان از مدرسه

کد خبر: 23662

شاهد پادگان از مدرسه

یادداشت میهمان -داود محمدی

گزارش خبری سیما روز بازگشایی مدارس برای کلاس اولی ها (روز شکوفه ها) را این گونه به تصویر می کشد:  گروهی از بچه ها شاد، گروهی بی تفاوت و گروهی نیز مضطرب و نگران از فضای جدید در حالی که مادر در کنارشان نشسته گریه می کنند و اشک از چشمانشان جاری است! این که همین گروه آخر چند ماه یا چند سال دیگر از این حالت خود با خنده خاطره ای نقل کنند و در بزرگسالی به آن بخندند امر عادی برای همه ما  است!

این حکایت زمانی تلخ و گزنده است که مدیر و ناظم مدرسه ای، درک درستی از موضوع نداشته و با موضع گیری در برابر این حالت گذرا و موقتی با اصطلاحاتی مانند ” بیندازید تو کلاس” و بستن درب کلاس بدون توجه به حالت روحی و روانی کودک، او را به معلم می سپارد تا آموزش ببیند! آموزشی که با شرایط روحی کودک محلی از اِعراب ندارد!

این ناظم با پافشاری بر عدم همراهی مادر تا رسیدن به سازگاری با محیط جدید و علیرغم رضایت و توجه معلم مربوطه برای حضور موقت مادر در کلاس، خاطره ای تلخ (۱) از نخستین حضور در کلاس و آموزش را در ذهن یک کودک باقی می گذارد که حتما تا آخر عمر از یادش نخواهد رفت. و ای بسا آثار زیان بار آن تا مدت ها روح و روان کودک را بیازارد. به تصویر ذهنی خود این مورد را نیز اضافه کنید که مدیر خود “مدرس آموزش خانواده” باشد!  اینجاست که مَثَل “هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک” نیز مصداق پیدا می کند.

روز اول با بدحالی کودک در سر کلاس که موجب مکدر شدن معلم نیز گردیده سپری می شود. در حالی که آموزگار محترم  جرأت و اراده ای برای مداخله مؤثر و مطلع کردن مادر از خود نشان نمی دهد!

در روز بعد با تلاش مادر و پدر، کودک با درک بهتری به مدرسه می آید و  معلم نیز همراهی خوبی دارد  و اوضاع با حضور مادر پشتِ درِ کلاس که اندکی باز مانده به خوبی پیش می رود ولی ناگهان ناظم مدرسه سر رسیده و با بستن ناگهانی درب کلاس، دلهره و نگرانی کودک را تشدید و مسیر بهبود را متشنج و ملتهب میکند!

به قول مولوی تو برای وصل کردن آمدی! یا برای فصل کردن آمدی؟ جالب این که ایشان سعی در مشکل دار معرفی کردن کودک دارد. ما هم می دانیم کودک مشکل اضطرابی (۲) دارد. آن هم نگرانی و دلهره از تجربه و محلی که عادت به حضور به تنهایی در آن را ندارد یا با هر ریشه دیگر. و چه مربی نابغه ای که یک حالت روحی گذرا و موقتی را تبدیل به یک مسئله و چه بسا بحران گریز و فرار از مدرسه می کند!

در روزی دیگر با تلاش و توجیه کودک توسط والدین، با چاشنی رفتار تقویت شده سلام و احوال پرسیِ کودک با عوامل مدرسه و اظهار رضایتمندی مشاور مدرسه از کیفیت حضورش، با مداخله چالشی ناظم به دشواری سپری می شود. با ادامه این وضعیت در حالی که مدیر و ناظم، گارد شخصیت کاریزماتیک و سابقه بالای کاری به خود گرفته اند این گزاره ها به ذهن آدمی متبادر می شود: هدف غرضمندانه ای در پس پرده برای این قضیه وجود دارد تا حضور کودک در مدرسه منتفی شود!

این که این راهبران آموزشی و تربیتی، طرحی برای چنین مواردی با آن همه سابقه ادعایی ندارند و یا بر روش های ثابت، تغییر ناپذیر و غیر قابل انعطافی تکیه دارند که بدون توجه به تفاوت های فردی نسبت به اِعمال آن اصرار و اِبرام دارند و متوجه نیستند که روش ایشان ممکن است در مورد برخی کودکان جواب ندهد. و در نهایت عوامل مدرسه مضطرب و نگرانِ حفظ ظواهر و کلیشه های عادتی خود مبنی بر مرتب و منظم بودن پوشالی در بازدید های احتمالی از طرف اداره متبوع اند و همچو کودک قصه مشکل اضطرابی دارند که البته عجیب نیست! ولی برای کودک هفت ساله عیب و مشکل جدی است!

این مهم مورد تاکید است که “سابقه” مایه مباهات و تکرار ایشان تا زمانی که به تجربه مفید و مؤثر نرسیده و خاصیت مشکل گشایی نداشته باشد افتخار آمیز نیست و متأسفانه فقط سابقه طولانی و صرفاً صَرف زمان است. و درخواست مادری که ضمن شناخت و تجربه  بالا از کودک خود، خواهان سپردن اوضاع برای انطباق پذیری کودک است با مقاومت و مداخلات ناموفق ایشان مجالی برای آزمون چند روزه نمی یابد!

بگذریم از شرایط روحی و روانی جوامع انسانی در دوران همه گیری کرونا که منجر به تعطیلی حدود دو ساله مدارس گردیده و علاوه بر مشکلات آموزشی، وضعیت روحی و روانی افراد به ویژه دانش‌آموزان  پایه های پایین تر را به هم ریخته و تجارب کودکان از ابتلای اطرافیان و اخبار فراگیر رسانه ای درباره کرونا، با مشاهدۀ برخورد اینچنین عوامل مدرسه چنان می نماید که گویی از سیاره ای دیگر به زمین پا نهاده و خبری از پریشان حالی ساکنان زمین ندارند!

سخن را با این جمله به پایان می برم که عوامل موثر در چنین تجربه ای مدیون و وامدار کودک و والدین ایشان اند و تضییع حق آن ها بر ذمۀ ایشان برقرار و جاری است!

(۱)  طبق اصل روانشناختی “اثر تقدم” نخستین دیدار و مواجهه با افراد نقش مهمی در شکل گیری ذهنیت و پیش فرض ها ایفا می کند و به همین مناسبت بسیاری از افرادی که از این اصل آگاهی دارند سعی در فراهم آوردن بهترین شرایط و تأثیر مطلوب در نخستین جلسات آشنایی با دیگران دارند.

(۲) اضطراب پایه و اساس بسیاری از ناراحتی های روحی و روانی است  و همه افراد در زندگی به آن مبتلا شده و با نشانه های آن روبرو می شوند. شیوع و فراگیری آن تا حدی است که عنوان “سرماخوردگی روان” به آن اطلاق می شود.

گزارش خطا / تخلف

نوع تخلف یا مشکل را مشخص کنید *
Select an option
توضیحات *
Fill out this field

مطالب مرتبط

دیدگاه شما چیست؟

آخرین اخبار
پربحث ترین اخبار
یادداشت
فهرست