تأکید استاندار زنجان بر گسترش روابط تجاری در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، هرچند ضروری و مثبت، اما با نگاهی نقادانه، در عمل با کاستیهای بنیادینی روبهروست که تحقق این آرمان را با دشواری مواجه میسازد.
نخستین و مهمترین نکته، فقدان نقشآفرینی فعال و پیشگامی است. اظهارات استاندار بیشتر در قالب «انتظار از سازمان اکو» و «تأکید بر کلیات» خلاصه شده است. یک مسئول استانی به عنوان نماینده دولت در منطقهای با ظرفیتهای راهبردی، نباید تنها نقش انتقالدهنده پیام را ایفا کند، بلکه میبایست با ارائه سند همکاری مشخص و پیشنهاد پروژههای عملیاتی مشترک، خود پیشقدم شده و نقش یک بازیگر اثرگذار را بر عهده گیرد.
دومین چالش، کلیگویی و نبود مصادیق عینی است. اشاره به «ظرفیتهای گسترده» و «توسعه همکاری» بدون نام بردن از محورها و پروژههای مشخص، از ضعفهای همیشگی اینگونه گفتوگوهاست. مسئولان استانی موظفند با مطالعهای دقیق، مصادیق همکاری را در حوزههایی مانند ایجاد شهرک صنعتی مشترک، صادرات محصولات کشاورزی فرآوریشده یا توسعه گردشگری سلامت، احصا و به طور شفاف به طرف مقابل ارائه دهند.
سومین نقد، معطوف به دیدارهای کورکورانه و بیبرنامه است. تاریخ دیپلماسی اقتصادی ما پر از سفرها و نشستهای پرهزینه و بیثمر است. سفر دبیرکل اکو به زنجان تنها زمانی میتواند «نقطه آغاز» باشد که برای آن، از پیش یک «دستورکار عملیاتی» با اهداف کمّی و مشخص باشد.
در پایان باید بر فقدان تحلیل دادهمحور تأکید کرد. یک دیپلماسی اقتصادی کارآمد، نیازمند ارائه تحلیلهای مشخص از بازارهای هدف، مزیتهای رقابتی استان و پیشنهادهای همکاری بر مبنای آمار و دادههای واقعی است، نه تکیه بر آمارهای کلان بدون پیوند با ظرفیتهای بومی.
اگر خواستار توسعه واقعی روابط اقتصادی در چارچوب اکو هستیم، باید از الگوی «دیپلماسی منفعل و کلیگو» به سمت «پیشگامی فعال، پروژهمحور و دادهبنیان» حرکت کنیم. موفقیت در گرو آن است که برای هر دیدار، هدفی مشخص، پیشنهادی ملموس و نقشه راهی عملیاتی تدارک دیده شود. در غیر این صورت، این گفتوگوها نیز به سرنوشتی مشابه گذشته دچار شده و فرصتهای منطقهای یکی پس از دیگری از دست خواهد رفت.













