استاندارد دوگانه در تفسیر نیت واقف و مجوزها در اوقاف زنجان دیده می شود! اظهارات مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان زنجان در پاسخ به شائبههای مربوط به واگذاری زمینهای اوقافی به پرسنل اداره، بیش از آنکه رفع ابهام کند، تناقضهای ساختاری و پرسشهای جدی درباره منطق اداره موقوفات را برجسته میسازد.
به گزارش همدلیزنجان؛ دو محور اصلی این نقد، ناسازگاری در تعریف «نیت واقف» و محدودیت خودساخته در حوزههای خیر عمومی است. مدیرکل اوقاف تأکید میکند که اقدامات اداره بر اساس مقررات و حسب مجوز نماینده ولیفقیه انجام میشود و واگذاری زمین به پرسنل نیز در همین چارچوب بوده است.
در عین حال، وقتی سخن از هدایت بخشی از ظرفیتهای وقفی به حوزههایی مانند حمایت از رسانهها یا دیگر نیازهای اجتماعی روز به میان میآید، پاسخ این است که «چنین نیتی نداریم».
این موضعگیری دو استاندارد متضاد را آشکار میکند
وقتی موضوع واگذاری زمین اوقافی به کارکنان خود اداره مطرح میشود، «مجوز نماینده ولیفقیه» و «مقررات» بهعنوان توجیه کافی پذیرفته میشود.
اما وقتی پیشنهاد میشود بخشی از منابع یا ظرفیتهای وقفی در خدمت خیر عمومی گستردهتر (مانند حمایت از رسانههای مستقل، آموزش، بهداشت یا آسیبهای اجتماعی) قرار گیرد، ناگهان «نیت واقف» بهعنوان سدی غیرقابلعبور مطرح میگردد.
اگر نیت واقف آنقدر مقدس و غیرقابلتغییر است که حتی حمایت از رسانهها را برنمیتابد، چگونه همان نیت میتواند واگذاری زمین به پرسنل اداره را توجیه کند؟ آیا واقفان متوفی صراحتاً نیت کردهاند که بخشی از موقوفات صرف تأمین مسکن یا مزایای کارکنان دستگاه اوقاف شود؟ اگر چنین نیتی وجود داشته، باید اسناد آن شفاف منتشر شود. اگر وجود نداشته، استناد به «مجوز نماینده ولیفقیه» عملاً بهمعنای بازتفسیر نیت واقف به نفع منافع سازمانی است؛ امری که با شعار حفاظت از نیت واقف در تضاد آشکار قرار دارد.
این استاندارد دوگانه، اعتماد عمومی به نهاد اوقاف را تضعیف میکند. مردم وقتی میبینند زمین اوقافی به کارکنان همان نهاد واگذار میشود اما پیشنهادهای مربوط به خیر عمومی گستردهتر با برچسب «نیت واقف» رد میگردد، حق دارند نتیجه بگیرند که تفسیر نیت واقف بیش از آنکه تابع اصول شرعی و قانونی ثابت باشد، تابع مصلحتسنجیهای سازمانی و قدرت است.
محدودیت خودساخته در حوزههای خیر عمومی
مدیرکل اوقاف تصریح میکند که سرمایهگذاریها در حوزه انرژی خورشیدی یا خرید هواپیما نیز بر اساس نیت واقفین بوده است. این ادعا هرچند ممکن است از نظر شکلی درست باشد، اما پرسش عمیقتری را بیپاسخ میگذارد: چرا نهاد اوقاف خود را در دایرهای محدود از فعالیتها محصور کرده و بسیاری از نیازهای حیاتی جامعه را خارج از دایره وقف میداند؟
در جامعه امروز حوزههای متعددی وجود دارد که خیر عمومی در آنها مملوس و فوری است: حمایت از بیماران صعبالعلاج، کمک به خانوادههای بیسرپرست، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، حمایت از رسانههای محلی و مستقل، توسعه کتابخانههای عمومی، کمک به مدارس مناطق محروم و مقابله با آسیبهای اجتماعی. اگر نیت واقفان گذشته را بتوان برای سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی یا خرید هواپیما بازتفسیر کرد، چرا نتوان همان انعطاف را برای نیازهای اجتماعی روز به کار گرفت؟
واقعیت این است که بسیاری از موقوفات قدیمی با نیتهای کلی مانند «خیرات»، «کمک به فقرا» یا «ترویج دین» وقف شدهاند. تفسیر مضیق و گزینشی این نیتها، عملاً دست نهاد اوقاف را برای ورود به حوزههای نوین خیر عمومی میبندد و در عوض، راه را برای توجیه منافع درونسازمانی باز میگذارد. این رویکرد نه با روح وقف سازگار است و نه با نیازهای واقعی جامعه امروز.
اظهارات مدیرکل اوقاف زنجان بهجای شفافسازی، دو پیام نگرانکننده ارسال میکند: اول، اینکه «نیت واقف» مفهومی انعطافپذیر است که میتواند برای توجیه واگذاری زمین به پرسنل به کار رود، اما برای حمایت از رسانهها یا دیگر حوزههای خیر عمومی انعطافناپذیر میشود؛ دوم، اینکه نهاد اوقاف ترجیح میدهد در چارچوبهای محدود و گاه منافعمحور حرکت کند تا اینکه خود را با نیازهای گسترده خیر عمومی جامعه هماهنگ سازد. تا زمانی که این استاندارد دوگانه برطرف نشود و شفافیت کامل در مورد اسناد نیت واقفان و نحوه تفسیر آنها ایجاد نگردد، شائبهها درباره عملکرد اوقاف ادامه خواهد داشت.













