در سالهای اخیر، مسئله گسترش کالبدی شهر زنجان به یکی از چالشبرانگیزترین مباحث کارشناسی در حوزه مدیریت شهری و استانی تبدیل شده است. آنچه در نگاه نخست، جلوهای از پویایی و رشد به نظر میرسد، در بطن خود پرسشهای بنیادینی را درباره مفهوم «توسعه» و تفاوت آن با «بزرگنمایی» صرف برمیانگیزد.
به گزارش همدلیزنجان؛ آیا زنجان امروز واقعاً به دنبال توسعه پایدار است، یا اینکه در دام توسعۀ کاذب و مصرفزدهی زمینهای پیرامونی گرفتار آمده است؟ نگاهی به رویههای جاری و پیامدهای آن، ما را به این نتیجه میرساند که آنچه تحت عنوان افزایش محدوده شهر دنبال میشود، اگر با پیوستهای اساسی زیرساختی همراه نباشد، نه تنها گرهی از مشکلات شهر نخواهد گشود، بلکه بر پیچیدگی مسائل خواهد افزود.
بدون تردید، گسترش محدوده جغرافیایی شهر، فینفسه پدیدهای نکوهیده نیست؛ اما هنگامی که این گسترش بدون مطالعه دقیق ظرفیتهای منابع آب، شبکههای فرسوده حملونقل، کمبود خدمات آموزشی و درمانی و حتی تأثیرات روانی-اجتماعی آن صورت میگیرد، معنای واقعی خود را از دست میدهد.
توسعه، اضافه کردن زمین به زمین نیست؛ توسعه، ارتقای کیفیت «زندگی» در همان مساحتی است که هماکنون در اختیار داریم. متأسفانه باید اذعان کرد که گاهی وسعت بخشیدن به شهر، صرفاً به مثابه «بزرگتر کردن صورت مسئله» عمل میکند، بیآنکه راه حلی برای معضلات ریشهدار ارائه دهد. این نوع نگرش، شهر را به ارگانی بیمار بدل میسازد که هر روز بزرگتر میشود، اما کارایی و توان خدمترسانی آن روزبهروز تحلیل میرود.
یکی از نقاط کور در این رویه، غفلت از ظرفیتهای مغفولمانده در بافتهای فرسوده و هسته مرکزی شهر است. پرسش بنیادین اینجاست که پیش از آنکه اراضی بکر و ارزشمند پیرامونی را به کام خود فرو بلعیم، چرا از سرمایههای عظیم درونشهری برای توسعۀ عمودی و بازآفرینی محلههای قدیمی بهره نمیگیریم؟ بافتهای فرسوده زنجان، با وجود شبکههای دسترسی قدیمی و زیرساختهای تاریخی، پتانسیل بالایی برای جذب جمعیت و ایجاد حیات دوباره دارند، مشروط بر آنکه نگاه ما به آنها، نگاه ماجراجویانه و تملکمحور نباشد.
توسعه درونزا، هزینههای زیرساختی را به شکل قابل توجهی کاهش میدهد و از خرجهای کلان برای کشیدن شبکههای جدید آب، برق، گاز و فاضلاب به حاشیههای دوردست جلوگیری میکند؛ هزینههایی که در نهایت، یا بر دوش دولت مرکزی و شهرداری سنگینی میکند و یا به صورت مستقیم از جیب شهروندانی برآورده میشود که شاید هیچ گاه از آن خدمات بهرهمند نشوند.
اما معضل فراتر از اقتصاد زیرساخت است. توسعه افقی و بیبرنامه، شکافهای اجتماعی و جغرافیایی را عمیقتر از همیشه میسازد. وقتی محلههای جدیدالاحداث در دورترین نقاط شهر سر برمیآورند، شهروند ناچار میشود برای دسترسی به ابتداییترین امکانات مانند مدرسه، مرکز درمانی یا ایستگاه حملونقل عمومی، هزینههای گزاف زمانی و مالی را متحمل شود. این دوریِ راه، به مرور به جدایی گزینشی طبقات اجتماعی و شکلگیری محلههایی «خوابگاهی» و فاقد هویت جمعی منجر میشود که نه روح شهر را در خود دارند و نه از حداقل استانداردهای زیستپذیری برخوردارند. نتیجه آنکه شهری که به نام توسعه، گستردهتر میشود، در عمل به معمایی از محلههای ناهمگون و نابرابر تبدیل میشود که هر کدام برای بقا، تقلا میکنند.
در این میان، مطالعه تطبیقی شهرهای پیشرو و توسعهیافته جهان، نشان میدهد که قافله مدیریت شهری امروز، به سوی «توسعه هوشمند» (Smart Growth) و «افزایش تراکم منطقی» در حرکت است. کلانشهرهای موفق، به جای هدر دادن زمینهای حاصلخیز پیرامونی، از طریق اصلاح الگوی مصرف زمین، بازسازی فضاهای راکد و توسعۀ عمودی در گرههای حملونقلی، بهرهوری را افزایش میدهند.
با کمال تأسف، در برخی نگاههای مدیریتی در استان، وسعت یافتن خطکشی محدوده شهر، گویی مترادف با «کارنامه پربار» قلمداد میشود. گویا هرچه مرزهای شهر را بیشتر جابهجا کنیم، بر تابلوی افتخارات مدیران افزوده میشود، غافل از اینکه این جابهجایی بیپیوست، فردایی پرمخاطره را برای نسلهای آینده رقم خواهد زد.
باید از معاونت محترم عمرانی استانداری و دیگر متولیان امر پرسید: زنجان برای «بزرگتر شدنِ» واقعی و پذیرش جمعیت جدید آمادگی دارد، یا صرفاً برای «بزرگتر شدنِ محدوده» روی کاغذ؟ پاسخ به این سؤال، نیازمند ارائه پیوستهای علمی، اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی برای هر هکتار زمین جدید است.
اگر قرار است زمینی به محدوده افزوده شود، نخست باید شبکه آب، برق و مخابرات آن تأمین شده باشد، دسترسی به حملونقل عمومی با کمترین هزینه ممکن فراهم آمده باشد و سرانههای آموزشی، درمانی و فضای سبز بر اساس جمعیت پیشبینیشده محاسبه شده باشد. متأسفانه در بسیاری از موارد، این گسترشها صرفاً بر اساس تقاضای سوداگرانه زمین یا فشار مالکان اراضی حاشیهای صورت میگیرد و کمترین نسبتی با نیازهای واقعی شهروندان دارد.
حتی فراتر از بحث فنی، نگاه توسعۀ صرفاً افقی، با اصل پایداری محیط زیست در تعارض است. زنجان از دیرباز به عنوان شهر «چمنشهر» شناخته میشده و حاشیههای آن، بخش مهمی از باغستانها و اراضی کشاورزی ارزشمند را در خود جای داده است. بلعیدن این فضاها توسط آسفالت و بتن، نه تنها امنیت غذایی را در بلندمدت تهدید میکند، بلکه پایداری منابع آبی زیرزمینی را که از قبل با بحران مواجه است، به مخاطره شدید میاندازد. شهر، برای بقای خود، به ریههای تنفسی نیاز دارد و آن ریهها، همان فضاهای سبز و باغات پیرامونی هستند که متأسفانه قربانی یک نگاه کوتهبینانه میشوند.
راه حل، الزاماً در توقف کامل گسترش شهر نیست؛ بلکه در «هوشمندسازی» آن است. توسعه واقعی، افزایش «مساحت» نیست؛ توسعه واقعی، افزایش «کیفیت» است. ما نیازمند شهری هستیم که در همان محدوده موجود، با بهرهگیری از فناوریهای نوین ساختمانی، افزایش طبقات با حفظ استانداردهای ایمنی، و مهمتر از همه، توانمندسازی بافتهای قدیمی و فرسوده، پاسخگوی نیاز سکونتی جمعیت باشد. اگر به جای کشیدن خط جدید بر روی نقشه، نگاهی جدی به خطوط فرسوده و زیرساختهای مانده روی زمین بیندازیم، شاید متوجه شویم که چه سرمایههای عظیمی را نادیده گرفتهایم.
در پایان، انتظار میرود رسانههای محلی و نهادهای نظارتی، به ویژه شورای اسلامی شهر و استانداری، پیش از هرگونه تصویب جدید در خصوص تغییر محدوده، میزهای کارشناسی تخصصی را با حضور اساتید دانشگاهی، کارشناسان محیط زیست، شهرسازی و جامعهشناسی تشکیل دهند. توسعه زنجان، نباید در حاشیه سودهای آنی و جنجالهای رسانهای قفل شود. شهروندان زنجانی، شایسته زندگی در شهری هستند که از مرزهای کاغذی عبور کرده و به دنبال احیای هویت از دسترفته و تقویت کیفیت زیستپذیری است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید بپذیریم که وسعت، برازندگی نمیآورد؛ تدبیر میآورد. زنجان اگر امروز به جای «گسترش افقی»، «ژرفای عمقی» را انتخاب کند، فردایی خواهد داشت که در آن، توسعه نه به قیمت نابودی منابع، بلکه به قیمت بالندگی سرمایههای اجتماعی تمام خواهد شد. باشد که مدیران این دیار، پیش از آنکه دیر شود، به این مهم عنایت ورزند و توسعۀ شهری را از «چشمانداز» به «چشمپای» تبدیل نکنند؛ چراکه شهر برای مردم است، نه مردم برای شهر.













